بر قتلگاه، چون اُسرا را گذر فتاد
خاکی شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
بر قتلگاه، چون اُسرا را گذر فتاد
شورِ نشورِ حشر، عیان در نظر فتاد
هم بانگ نوحه، غلغله در نُه فلک فکنْد
هم گریه، بر ملائک و جنّ و بشر فتاد
هر یک ز بیکسان به سر جسم کشتگان
افغان جمله، بیشتر از پیشتر فتاد
وز آه سوزناک یتیمان سینهچاک
آتش به برّ و بحر و به هر خشک و تر فتاد
زاریکنان سکینه به صد جوش و صد خروش
تا از فراز ناقه، به روی پدر فتاد،
چندان بر او گریست که از سیل گریهاش
توفان نوح، بار دگر در نظر فتاد
آمد ز حنجر شه دین، این صدا به گوش
کای همسفر! تو را به وطن چون سفر فتاد،
برگو به شیعیان که شما را اگر گهی
یا از غریب یا ز شهیدی، خبر فتاد،
آن لحظه یاد تشنهلب کربلا کنید
یاد از حسین، خامس آل عبا کنید