بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم
حسین علی دلجوییپسندیدن0
بازدید1K
بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم
در کویر دل سودا زده تنها ماندیم
تا رخم سرخ نبینند رقیبان از شرم
سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم
دل شیدایی ما شیفته روی تو بود
سالیانی است که با این دل شیدا ماندیم
آنچنان سینۀ ما سوخته عشق تو بود
که در این مهلکه از سینۀ خود جا ماندیم
طشت رسوایی ما عاقبت از بام افتاد
نرسیدیم به گرد تو و رسوا ماندیم
رهرو عشق تو ماندیم و به سودای وصال
از همه بود و نبود دل خود وا ماندیم
همه شب سوخته دل از غم هجران تو باز
به امید سحرت در ره فردا ماندیم
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم