بر سر کوى تو با راز و نیاز
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
بر سر کوى تو با راز و نیاز
به نیاز آمدهام اى همه ناز!
بارها گفته و میگویم باز
یا حسین بن على! ادرکنى
ز جهانم غم عشق تو بس است
بى رضایت دو جهانم قفس است
این بیان است مرا تا نفس است
یا حسین بن على! ادرکنى
خون شد از غم دل زارم چه کنم؟
گره افتاده به کارم چه کنم؟
سوى تو روى نیارم چه کنم؟
یا حسین بن على! ادرکنى
پشتم از بار معاصى خم شد
گنه افزوده و عمرم کم شد
اى که آدم ز دمت، آدم شد!
یا حسین بن على! ادرکنى
آمدم بر در تو، راهم ده
چشم بینا، دل آگاهم ده
شرفت خدمت درگاهم ده
یا حسین بن على! ادرکنى
دردمندم ز تو درمان خواهم
در جوارت سر و سامان خواهم
جاى در سلک غلامان خواهم
یا حسین بن على! ادرکنى
اى عطاى تو خطاپوش مرا!
حلقهی عشق تو در گوش مرا
مکن از مهر، فراموش مرا
یا حسین بن على! ادرکنى
شور و حال دگرى بخش مرا
آه جانسوزترى بخش مرا
در دعاها اثرى بخش مرا
یا حسین بن على! ادرکنى
از تو آیین صفا میخواهم
سرخط عفو خطا میخواهم
رخصت کرببلا میخواهم
یا حسین بن على! ادرکنى
من «مؤیّد» که بدم یا خوبم
هر چه هستم، به شما منسوبم
روز و شب حلقه بر این در کوبم
یا حسین بن على! ادرکنى