بتاب ای رخت مهر و ماه منیر
مهدی مقیمیپسندیدن0
بازدید1K
بتاب ای رخت مهر و ماه منیر
بده رخصت رزممان ای امیر
که هستیم از زندگی هر دو سیر
به روی سر ما تو قرآن بگیر
دو طفلان زینب به عشقت اسیر
امیری حسین و نعم الامیر
ز مردانگی آبرو بردهاند
دل کودکان تو آزردهاند
زنان حرم غصهها خوردهاند
نه، طفلان زینب مگر مردهاند؟
فدای تو گردیم مانند شیر
امیری حسین و نعم الامیر
به این پیکر خستهمان جان تویی
عدو هست سیراب و عطشان تویی
نگهدار ما بین میدان تویی
خیام حرم را نگهبان تویی
بود ذکر تو چون دعای مجیر
امیری حسین و نعم الامیر
ز آه و غم و غصه آکندهایم
حسین جان! دل از زندگی کندهایم
علیاکبرت رفت، شرمندهایم
علیاصغرت تشنه، ما زندهایم
نه یک جرعه آب و نه یک قطره شیر
امیری حسین و نعم الامیر
مخور غصه بعد از علیاکبرت
چو پروانه هستیم دور و برت
دو تا پیشمرگ تو و خواهرت
بگردان تو ما را به دور سرت
سپر پیش دشنه، سپر پیش تیر
امیری حسین و نعم الامیر
چو حیدر عدو را عقب راندهایم
تن دشمنت سخت لرزاندهایم
و تا پای جان پای تو ماندهایم
رجز با فنون علی خواندهایم
که دارد عدو کینهها از غدیر
امیری حسین و نعم الامیر
برای تو باید که خون داد خون
دگر موقع رزم ما شد کنون
خجالت نکش غم اگر شد فزون
که مادر نیاید ز خیمه برون
اگر چه ز غصه شود زود پیر
امیری حسین و نعم الامیر
مخور غصه، بد میشود حال ما
دعای تو مولاست دنبال ما
به سنگ جفا بشکند بال ما
خداوند عالم به احوال ما
سمیع بصیر علیم خبیر
امیری حسین و نعم الامیر
تو آرامش سینههایی حسین
تو هستی که خون خدایی حسین
فدای تو این دو فدایی حسین
نبینیم داغ تو دایی حسین
لب تشنهات خشک مثل کویر
امیری حسین و نعم الامیر
فدای سرت، جسم ما پرپرت
سرت دور میگردد از پیکرت
صدا میزند بارها مادرت
تو را کنج گودال، بالا سرت
کفن میشود پیکرت با حصیر
امیری حسین و نعم الامیر
نباشیم بعد از شما بهتر است
کنار تو بر نیزهها بهتر است
به راه تو زخم از شفا بهتر است
ز شام بلا کربلا بهتر است
امان از نگاه عدو در مسیر
امیری حسین و نعم الامیر