ببین جنونِ تماشاییِ دلِ ما را
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید14.2K
ببین جنونِ تماشاییِ دلِ ما را تلاطمِ کرمِ موجهایِ دریا را فلک به حالِ دلم غبطه میخورد امشب وَ باز کرده لبم با ترنّمِ یارب برایِ شرحِ خیالم حروف میچینم تمامِ عشقِ خودم در لهوف میبینم پَرِ خیالِ دلم را دوباره وا کردم برایِ وصلِ نگارم خدا خدا کردم مدینه را به هوایِ کرم قدم به قدم به لطفِ چشمِ دلم خوب دیدم و بلدم هوا هوایِ خداییِ باصفایی بود صدایِ زمزمهها صوتِ دلربایی بود نوا و نالهیِ أمَّن یُجیبِ فطرس را شنید خانهیِ وحی و صدا زدَش که بیا شفایِ شهپرِ آتش گرفتهات آمد بکش پرَت رویِ قنداقه عافیت آمد دوباره فطرسِ پَرسوخته هوایی شد دم از حسین زد و عرش کربلایی شد حسین ذکرِ لبِ احمد و علی و بتول سلامِ اوست سر از هر جهاد و حجِّ قبول شجاعتِ علوی و حیایِ زهراییست شکوهِ دلبرِ هفت آسمان تماشاییست زمین و عرشِ خدا بیقرار و شیدایش دلیلِ گردشِ افلاک در نفسهایش خوش آن کسی که شده در حریمِ یار مُجاب خوش آن دلی که تپیده برایِ این ارباب دلی که با تو نشد بو نبرده از احساس فداییِ تو شده فارسُالعرب عبّاس به پیشِ گنبدِ تو آسمان کند تعظیم بهشت را به غلامت خدا کند تقدیم هزار شکر که بر سینهام مدالِ شماست تمامِ هستیِ این نوکرت حلالِ شماست به نامِ تو شدهام با نوایِ لالایی سرودِ کودکیام بوده ذکرِ زهرایی پس از اذان و اقامه به گوشِ من بابا به گریه گفت عزیزم فدایِ عاشورا برایِ روضهیِ بابا وَ یا به خاطرِ شیر صدایِ نالهیِ من کرد مادرم دلگیر حسین گفت و چکید اشک و سیر کرد مرا همان دقایقِ اوّل اسیر کرد مرا اسیرِ کویِ تو هستم مرا مکن آزاد دلم شده به هوایِ غمت حسین آباد به دستِ لطفِ تو چشمم همیشه دوختهام به پایِ بیتِ غمِ تو همیشه سوختهام دوباره حرفِ مشامِ من و شمیمِ غریب صفایِ پرچمِ سرخِ حریم و قصّهیِ سیب به یادِ آن شبِ جمعه که در حرم ماندیم میانِ صحنِ تو آقا زیارتی خواندیم هنوز خاطرهیِ تلِّ اشک یادم هست هنوز ماکتِ میدانِ مشک یادم هست به عشقِ کربوبلا میزنم خدا ناله بیا حسینِ زمانه بیا اباصالح بیا که با تو زیارت کنیم آقا را بیا و زمزمه کن روضههایِ سقّا را برایِ مجلسِ مدح و ولادتِ عبّاس بده اجازه و شور و ارادت و احساس