باید ادب و خُلقِ نکو داشته باشم
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید11
باید ادب و خُلقِ نکو داشته باشم در وصف تو باید که وضو داشته باشم کوثر شده ای! لطف تو بسیار زیاد است باید که سبو پشتِ سبو داشته باشم جای تو و عشقِ تو در آن امن و امان است هر چند دلی غرقِ رفو داشته باشم شد فاطمه نام تو، که مانند شب قدر در هر دو جهان رازِ مگو داشته باشم میلاد تو شد باعث اندوهِ حسودان تا کینهی سختی به عدو داشته باشم پیشِ تو پیمبر شدنش داد نتیجه لبخند پر از خیرِ تو شد سهم خدیجه می خوانمت ای سوره ی نورِ دلِ حیدر ای آیهی تطهیر، در آغوش پیمبر ای گوهر دردانهی دریای سخاوت ای ریزه خورِ سفرهی تو مریم و هاجر قرآن به تو و نسل تو دارد سندیّت کوری دو چشمان همان دشمنِ ابتر راضیّه شدی! از تو خدا داشت رضایت در حجب و حیا بس که شدی از همه برتر از چادر تو خلق شود تازه مسلمان هر گوشهی آن گوشه ای از عالم محشر من عاشق اینم که بدهکارِ تو باشم همسایهی دیوار به دیوارِ تو باشم بیشُبهه ترین یاری و تفسیرِ یقینی همکفو علی هستی و اسطورهی دینی از خیرِ کثیر تو دو عالم شده برپا نان آور دیرینهی افلاک و زمینی دادی به گدا رخت عروسی خودت را رفت و به همه گفت که بخشنده ترینی آرامش محضی و علی شوق تو دارد خوش داشته هر لحظه کنارش بنِشینی نام تو درخشیده بر آن، دارد از این پس انگشتر حیدر چه عقیق و چه نگینی هر صبح تبسم زده ای؛ عاشق و دلخواه با ذکر دل انگیزِ «علیاً ولی الله» این خانه چراغان شده از برکتِ مادر هستی و ندارم به خدا حسرتِ مادر محتاج دعاهای توام جانِ حسینت یک نیم نگاهی برسان حضرتِ مادر لبریز محبت شده با دست تو هر کس تنها شد و بی بهره شد از نعمتِ مادر پشت درِ این خانه شلوغ است همیشه چون هست فقط لطف و کرم عادتِ مادر جبرییل به والله...به درگاهِ خداوند راهم بدهد؛ باشد اگر صحبتِ مادر محتاج تو هستم؛ به کسی کار ندارم در هر دو جهان غیر تو دلدار ندارم!