بانوی صبر ای گهر عشق را امین
مصطفی جلیلیان مصلحیپسندیدن0
بازدید1K
بانوی صبر ای گهر عشق را امین
عاشقترین نگاه اهورایی زمین
ای در طواف سایۀ چشم تو آفتاب
از خرمن شکوه تو احساس خوشهچین
در عصمت صدای تو تکثیر میشود
هفتاد و دو غزل به نواهای دلنشین
در سینۀ تو عطر شکیبایی خداست
مهر صبوری است تو را نقش بر جبین
از باغ دامن تو به معراج میرسند
نیلوفران از نفسِ صبحدم متین
ای مادر دو آینه در کربلای عشق
ای خواهر و تلألو خورشید پنجمین
نوشیدهاند شیر تو این شیرمردها
شیدا شدند از دم پاک تو این چنین
در فصل داغ، خون جگرگوشههای توست
بر لالهزار خاتم حقّانیت نگین
در قاب چشمهای تو عکس شهید، چیست؟
تصویر ناب سرخ شکفتن به باغ دین
روزی که باغ آینهها را نشسته بود
دست تطاول غم پاییز در کمین
با ذوالفقار خطبۀ حق باور تو شد
خورشید عدل جلوهگر از مشرقی مبین
از منطق بلیغ دل تو ظهور کرد
منشور محکمات خدا نور یا و سین
در مکتب شهامت خود پروراندهای
یاران روز حادثه، مردان آهنین
بردی به دوش بار امانت چه بردبار
از مهد ناز تا به نفسهای واپسین