بانفسهاى بارون، دل بىتاب مجنون
رضا تاجیکپسندیدن0
بازدید8
بانفسهاى بارون، دل بىتاب مجنون دارم از عشقت ميگم دوباره مثل دنيا، روى امواج دريا دارم از عشقت ميگم (دل من بىتاب و، تويى كه آقاشى خدا مىخواست واسم نبى رحمت باشى) ۲ چه عشق ساده اى دارى چه خونواده اى دارى چه نورالانوارى دارى چه حيدر كرارى دارى مولا رسول الله مولا رسول الله، مولا (۵) ***** با دل شيداى تو، داره پيش پاى تو طاق كسرى مى ريزه توى دنياى چشمات، با تماشاى چشمات دل دنيا مى ريزه (خدا خودش مى خواست، كه تاج سر باشى بين رسولانش تو مهربونتر باشى) ۲ عجب تو مكتبى دارى حضرت زينبى دارى مليكهى دنيا دارى فاطمة الزهرا دارى مولا رسول الله مولا رسول الله، مولا (۵) ***** به زير نور مهتاب، صداى قلب بىتاب يا امام صادق شد پر و بال پروازم، چارهى دردم بازم يا امام صادق شد (ذكرشو مى گيرم، دوباره روى لب كورى چشماشون جعفريه اين مكتب) ۲ يه روز بهش دل مىبازيم ما ضريحش رو مىسازيم يه روزى دورش مىگرديم كه صحنشو مشهد كرديم مولا يابن الزهرا مولا يابن الزهرا، مولا (۵) منبع : سایت بیپلاک