باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید1.1K
باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده
عدهای بی سر و پا دور حرم جمع شدند
باز هم، همهمه در کوچۀ ما پیچیده
آن طرف نعره شیطانیِ: آتش بزنید
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده
خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حمله است که در زمزمهها پیچیده
چکمه از پای درآرید، حرم محترم است
عطرِ سجادۀ آقا کفِ پا پیچیده
آبرو دارد و پیراهنِ او را نکشید
پیرمرد است به پاهاش رَدا پیچیده
دور تا دور گلویش شده زخمی بس کن
خُب! ببین گوشۀ عمامه کجا پیچیده
بین درگاهی خانه نفسش بَند آمد
گوئیا زمزمۀ فضه بیا پیچیده
شکر حق روسریِ دختری آتش نگرفت
چه صداهاست که در کرببلا پیچیده
دختری داد زد عمه، عمو عباس کجاست؟
به پر و پای همه شمر چرا پیچیده؟
هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدند
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟
یک نفر نیست بگیرد جلوی چشم رباب
یک سری را به سرِ نیزه جدا پیچیده