باز در میکده امواج تلاطم آمد
مجتبی صمدی شهابپسندیدن0
بازدید8
باز در میکده امواج تلاطم آمد دست ساقی بهشتی طرف خُم آمد سیل رحمت به سوی زمرهء مردم آمد درشب پنجم شعبان شه چارم آمد گل خنده به لب حضرت زهرا آمد علی دوم ارباب به دنیا آمد خبری خوش تر از این هست؟جهان شاد شده بی وثیقه دل هر غم زده آزاد شده ما فقیریم به ما موقع امداد شده سنگها مثل زر از مقدم سجاد شده آمد آنکس که طلا زیر سم مرکب اوست ذات حق عاشق و سرمست نماز شب اوست آمدو راه جدیدی به عبادت شد باز راه تعلیم مناجات بشر شد آغاز هر زمان سجده کند این صنم بنده نواز در حقیقت بسوی ذات خودش خوانده نماز چونکه ذاتش شده منشق زخدای ازلی پس نماز است علی بن حسین بن علی این پسر در دو جهان بنده فراوان دارد جلوهء رب بود و ظاهر انسان دارد فخر داریم دَم از کشور سلمان دارد ارث از مادر خود رنگ ز ایران دارد مادرش هموطن و هم رگ ایرانی هاست تا قیامت بخدا پرچم ایران بالاست پسر زادهء شیر است و به جا میجنگد با سلاح نفس و ادعیه ها میجنگد خطبه می خواند و در شام بلا میجنگد در پی کرب و بلا چون شهدا میجنگد رمز بیماری او خیر برای بشر است امتداد شجر نسل علی این پسر است با صحیفه به جهان درس سعادت داده روش ظلم ستیزی و جسارت داده اوست که جان دوباره به ولایت داده راه او بود به دین باز وجاهت داده ذکر و ادعیهء او مثل خود قرآن است کربلا شرح لب اوست که جاویدان است شانه به شانهء عمه سیل و طوفان کرده شام را شام سیه کرده و ویران کرده برسرکاخ ستم نعرهء غرّان کرده پیکر لشکر با هیمنه لرزان کرده درتمام بدنش خون پدر جاری بود کوفه و شام بلا ضربهء او کاری بود کرد افشاگری و پردهء حق بالا رفت نوحِ ناجی شد و تنها به دل دریا رفت سخت بوداین ره پرخم بخدا اما رفت گریه می کرد و به هر روضهء عاشورا رفت گریه میکرد به یاد پدر تشنه لبش یاد می کرد ز مشک وعموی با ادبش بعد عباس زمان خوش شادی سر شد روی دست پدرش حلق پسر پرپر شد داغ پیوستهء او داغ علی اصغر شد وقت بیچارگی و نالهء یک مادر شد گریه میکرد چه محزون دم نوشیدن آب روضه اش دم به دم این بود که بیچاره رباب