باز این عزای کیست؟ که خلق دو عالمش
سرباز بروجردیپسندیدن0
بازدید1K
باز این عزای کیست؟ که خلق دو عالمش
هستند همچو کعبه، سیهپوش در غمش
بیپرده بانگ شیون غم میرسد همی
از پردهای که چشم مَلَک نیست، مَحرمش
این شمع کشته کیست؟ که در چرخ چارمین
پروانهوار سوخته عیسیّ مریمش
این غیرت بهشت که باشد؟ که بهر او
در خون نشست حضرت حوّا و آدمش
این نوجوانِ کیست؟ که بر زخمهای او
بنْهاده پیرِ چرخ ز الماس، مرهمش
گیسو فشانده فاطمه با حوریان خلد
در خون، چو دیده حلقۀ گیسوی پُر خمش
گویا که این عزای شهنشاه دین بُوَد
کز غم، خمیده، قامت ماه محرّمش
شاه مَلَک خِدَم، مه خورشید عالمین
شمع بساط محفل شیر خدا، حسین