باز اعجازآفرین درخلقتش اعجاز کرد
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید2
باز اعجازآفرین درخلقتش اعجاز کرد بر همه خلق جهان از خلقت خود ناز کرد با نسیم مهر خود، در گلشن پُر نور وحی غنچه ای با رنگ و بوی یاس عصمت باز کرد زینت دامان زهرا کرد تا این غنچه را باغ هستی را از او، آئینه دار راز کرد چشم زینب را به چشمان حسین خود گشود هر دو را با یک تبسّم مظهر اعجاز کرد در بهشت سبز عصمت، پیش چشم باغبان زندگانی را کنار لالهها آغاز کرد نور میبارد، ز بس از آفتاب نام او نام او را جبرئیل از آسمان آواز کرد از همان روز نخستین این همای صبر و حلم تا افقهای بلند بندگی پرواز کرد مکتب تقوا و عصمت، این بلور نور را در حضور نور مُطلق، بنده ای ممتاز کرد در دل دریائی اش غم قطره قطره جمع شد چشم او را چون صدف پیوسته گوهرساز کرد در سرشت غرق نورش درد و غم گر ریشه کرد دردِ خود را با خدای خویشتن ابراز کرد بعد عاشورا همین بانو در آفاق جهان نغمه ی سرخ حسینی را طنین انداز کرد شکرلله با نسیم رحمت خود، کردگار در مدیح او «وفایی» را سخن پرداز کرد