باز اشکم به دیده میآید
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
باز اشکم به دیده میآید
«بوى گلهاى چیده میآید»
باز از دور، بانگ قافلهاى
که به مقصد رسیده میآید
اربعین آمد و ز شام بلا
زینب داغدیده میآید
زائرى بر زیارت قبرى
خار در پا خلیده میآید
بر مزار پدر، پریشانحال
پسری غم رسیده میآید
دخترى کز شکنجهها رسته
چون غزال رمیده میآید
مادرى بر کنار قبر پسر
رنگش از رخ پریده میآید
خواهرت یا حسین! از ره دور
با هزاران پدیده میآید
با سرت همسفر قدم به قدم
صحنه ها آفریده میآید
نخل بارآور قیام تو را
به بیان پروریده میآید
تار و پود ستم به تیغ زبان
آنکه از هم دریده میآید
سربلند است از شکست یزید
گر چه قامت خمیده میآید
بود قصدش کمال نهضت تو
نک به مقصد رسیده میآید
با زبان قلم «مؤیّد» گفت:
باز اشکم به دیده میآید