بابا برایم روزها گرما ضرر دارد
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1.1K
بابا برایم روزها گرما ضرر دارد
شب هم که شد بر زخم ِ من سرما ضرر دارد
دنیای من بعد از غروبِ تو برایِ من
یک لحظه هم ماندن در این دنیا ضرر دارد
سیلی که جایِ خود، نسیم ِ داغ ِ صحرا هم
حتماً برای کودکِ زیبا ضرر دارد
سیلی نه، بعد از اصغرت در غربتِ شبها
دیگر برایِ گوش من لالا ضرر دارد
فهمیدهام از ضربتِ سنگین سیلیها
گاهی برایم گفتن بابا ضرر دارد
آنکه ز روی ناقه افتاده میفهمد
یک عمر این افتادن از بالا ضرر دارد
چون حرفِ «با» لب را به لب چسبانده تکرار است
بابا برای زخم این لبها ضرر دارد