با نگاهت سینهها وقفِ محرّم میشود
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید79
با نگاهت سینهها وقفِ محرّم میشود بی تو دنیا بدتر از قعرِ جهنّم میشود کیمیایِ آهِ تو از سنگ میسازد طلا آدمی با روضهیِ ارباب آدم میشود آتشِ قهّار سهمِ دشمنان و قاتلت رحمتِ غفّار رزقِ اهلِ پرچم میشود چشمهایِ آسمانها تا به گنبد میخورد دست بر سینه نهاده تا کمر خَم میشود هر کجا یادم میافتد که سرت بر نیزه رفت چشمهایم چشمهیِ اشکِ محرّم میشود رویِ دوشِ مصطفی یا خاکِ گودالِ بلا هر کجا باشی دمِ مادر عزیزم میشود پیشِ چشمِ فاطمه ظالم رویِ سینه نشست تا قیامت غصّههایِ او مگر کم میشود ؟! خنجری بر حنجرت بود و دعایت العجل او برایِ زخمهایِ یار مرهم میشود