با نگاهِ لطفِ بی اندازهات اعجاز شد
علی گلچینپورپسندیدن0
بازدید3
با نگاهِ لطفِ بی اندازهات اعجاز شد بیسوادی در حرم آمد غزل پرداز شد میشود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم هر زمان آوایِ نقاره طنین انداز شد هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت یک توسل کرد و بعد از آن گره ها باز شد "خوش به حال آن کبوتر بچهای" که در حرم بال هایش را گشود و قسمتش پرواز شد شیعه مدیون است بر چشمانِ عالم پرورت گوشهی چشمانِ تو شیخِ بهایی ساز شد مرکزِ ثقلِ دیار عشق تنها مشهد است یا رضا جان بر لب آمد عاشقی آغاز شد از نگاهِ مهربان و نورِ الطافِ تو بود "آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد زائرِ کویِ تو ای شاهِ خراسان تا ابد در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد