با شرط آنکه از هوس میز بگذریم
محسن ناصحیپسندیدن0
بازدید36
با شرط آنکه از هوس میز بگذریم ؛ نزدیک قُلّهایم ، از این نیز بگذریم بگذار داس و تیغ به کف آر ، وقت ماست چون باد باید از سر جالیز بگذریم از اجتماع خیبریان پشت در نترس ما دشنه ایم ، از رگشان تیز بگذریم تا یک به یک به حبل متین چنگ می زنیم با هم ز قلب لشکر چنگیز بگذریم سمت بهار می رود این دشت لاله جوش یک گام مانده از دل پاییز بگذریم نوبت به ما رسید ، نخوابی که صبح زود از دشت آفتاب ، سحر خیز بگذریم لشکر کشیده کفر به این سرزمین ، مباد از این نبرد ، مصلحت_آمیز بگذریم