با سپاس از خدای بی همتا
رضا رسولزادهپسندیدن0
بازدید2
با سپاس از خدای بی همتا حضرتِ حق تَعالیِ یکتا آنکه جان داده بر تنم یک روز وَ مرا حفظ کرده تا امروز تا کُنم نوکریِ اهلُ البیت با قلم، چون فَرَزدَق و چو کُمِیت تا بگویم زِ مدحِ آلِ رسول به امیدی که می کنند قبول نکته ای قیمتی بگویم من ارزشش مخفی است از دشمن هر ولایی فقط خبر دارد به دل و جانِ او اثر دارد هدیهای که نبی به امّت داد شیعه را نعمتِ ولایت داد که پیمبر به روزِ خُمِّ غدیر گفت: بعد از صدای دَه تکبیر کَایُّهَالنّاس؛ بعدِ رفتنِ من این علی، این چو جانِ در تنِ من راهتان را نشانتان بدهد مُرده باشید! جانتان بدهد هر کسی را منم پیمبرِ او بعدِ من این علیست رهبرِ او هر کسی یا علیست ذکرِ لبش دو جهان با علیست روز و شبش معتقد هر که هست بر حیدر شیعهی اوست همچنان قنبر نام حیدر چو روی لب بِبَرَد زینتش را به نقدِ جان بِخَرَد زینتِ مرتضی که می باشد؟! مطلبِ بحثِ ما چه می باشد؟! خبر آمد زِ عالمِ بالا که به فرمانِ حضرتِ والا در تمامِ جهان، عَجَم و عَرَب زینتِ مُرتَضی، فقط؛ `زینب” کیست زینب؟ عزیزِ پیغمبر اوّلین دُختِ بانوی محشر دخترِ شیر و پادشاهِ عرب حیدرِ دوُّم است این زینب کوثرِ دیگر است این دختر زینتِ حیدر است این دختر چه مقامی! زِ مریم افزون تر هم زِ حَوّا و آسیه برتر زده زانو به پیشِ نامِ او جبرئیلِ مَلَک، غُلامِ او زادهی حیدر است یا حیدر؟ ماده شیر است؟ یا که شیرِ نَر؟ حضرتِ فاطمَه ست این بانو؟ چه صدایش زَنم خُدا؟ تو بگو! بر لبِ اهلِ بیت زمزمه اَست چِقَدَر شِکلِ اُمِّ فاطمه اَست عَلوی هیبت و نبی سیرت فاطمی صورت و حسن طینت در کمالِ ادب، حسینی خو قلّههای وقار را رهجو خواهرِ شاهِ صلح و شاهِ قیام دخترِ ذوالفقار، شاهِ کلام چه شبیه است به پیمبر، او شده مبعوث شکلِ دیگر، او او پیام آورِ رسالت بود این پیام آورِ شهادت بود او پیامش حدیث و قرآن بود این پیامش دَمِ شهیدان بود او پیامش خُدا و هم احکام این پیامش ادامهی اسلام کار او بود دعوت و تکبیر کار این بود شرح و هم تفسیر دانش آموزِ مکتبِ زهراست