این گوهری که در دل خاک آرمیده است
پسندیدن0
بازدید1K
این گوهری که در دل خاک آرمیده است
بنت الحسین، دختر محنتکشیده است
هر چند که در مسیر اسارت سهسال داشت
در راه شام سختی سی ساله دیده است
بر پای او هنوز بُوَد جای آبله
زآن شب که روی خار مغیلان دویده است
با ناله شرح واقعه گفتا به باغبان
چون بلبلی که خار به پایش خلیده است
آید هنوز نالۀ زارش به گوش جان
گوید: «پدر! بگو که گلویت بریده است؟»
جان داد در خرابه کنار سر پدر
جانباز آخرین حسین این شهیده است
قصر یزید گشت اگر چه خراب لیک
اکنون چه دلربا حرم این حمیده است!
زین داغ، قلب «کرببلایی» چه سخت سوخت!
اشکش روان ز ماتم این داغدیده است