این نیزهها که پیش سر تو به پا شدند،
صادق تهرانیزادهپسندیدن0
بازدید1K
این نیزهها که پیش سر تو به پا شدند،
اوّل معزّیان غم کربلا شدند
خواندی تو آیهآیۀ قرآن و ... نیزهها
لرزان ز «کاف»، «صاد» و «ها»، «عین» و«یا» شدند
اینها که اختیار نرفتن نداشتند،
شرمندۀ سه ساله و «مهلاًابا» شدند
گفتم به نیزهها که هوای گلوی تو ...
خوش داشتند؛ آینهدار خدا شدند
این ظاهر است، این که چنین راست قامتاند
اینان ز بار غصّه خمیدند و تا شدند ...
«بالا نشستهایّ و جهان زیر دست توست»
یک بار هم گدای تو این نیزهها شدند