این روزها اگر که دلم غرق ماتم است
علی ذوالقدرپسندیدن2
بازدید1.2K
این روزها اگر که دلم غرق ماتم است دلتنگ روزهای نخست محرم است چشمم هنوز خیره به اشعار پرچم است «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» اشک آنقدر که باید و شاید نداشتم شرمندهام برای غمش کم گذاشتم قطره بدون عشق به دریا نمیرود پایی که روضه آمده هرجا نمیرود هرکس پی غلامی این خانه میرود «هرگز ز یاد حضرت زهرا نمیرود» چشمان ما همینکه ز گریه نشان گرفت مثل همیشه فاطمه تحویلمان گرفت ای وای اگر که ماه محرم نداشتیم والله بیحسین خدا هم نداشتیم داغش نبود اگر دل خرّم نداشتیم «ای کاش غیر غصه او غم نداشتیم» آیا نظیرش آمده در عالمین؟ نه ما را گدا کنید ولی بیحسین نه بعد از وفات کاش محبت به من کنید جسم مرا محافظت از سوختن کنید با اشک روضه شستشوی این بدن کنید «بر من لباس نوکری ام را کفن کنید» یک لحظه هم مباد زمان را هدر دهید پیش از همه امام رضا را خبر دهید تا خواندمش بدون کلامی قبول کرد دادم به هر طریق سلامی قبول کرد طعنه نزد به من تو کدامی؟ قبول کرد «بیامتحان مرا به غلامی قبول کرد» سجده به خاک او عمل واجب من است ایرانیام امام رضا صاحب من است هنگام مرگ سائل سلطان شدن خوش است چشم انتظار شاه خراسان شدن خوش است مثل خودش غریب و پریشان شدن خوش است در خاک غلط خوردن و گریان شدن خوش است از سوز زهر رنگ رخ او سفید شد آقا شبیه مارگزیده شهید شد صد شکر زخم تیر روی پیکرش نبود هنگام دست و پا زدنش خواهرش نبود چشمی به فکر غارت انگشترش نبود دستی پی کشیدن موی سرش نبود این داغها برای حسین است والسلام اوج بلا، بلای حسین است والسلام