این خلق نابکار به ما پشت پا زدند
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید1K
این خلق نابکار به ما پشت پا زدند
در ابتدای راه، حقیرانه جا زدند
ما را به چند کیسۀ درهم فروختند
مولا میا به کوفه، که قید تو را زدند
از پشت بام بر سر این پیک نامهبر
با خنده سنگهای زمخت جفا زدند
هر سنگشان دقیق به لب میخورد حسین
از آن هزار سنگ، یکی را خطا زدند
آن هم که خورد گوشۀ پیشانیم، ولی
با قصد امتحان به جبین شما زدند
تا روی میخ جلوه نمایی کند سرم
از خون به گیسوان سپیدم حنا زدند
افتادم از بلندی و هر استخوان من
با لحن جانگداز، شما را صدا زدند
اما سه هفته بعد شنیدم ز روی دار
طبل شروع غائلۀ کربلا زدند