این آخر عمری دلم باور ندارد
محسن عربخالقیپسندیدن0
بازدید500+
این آخر عمری دلم باور ندارد هفت آسمان من یکی اختر ندارد دیروز من را باغ هجده لالهای بود امروز با غم هیچ برگ و بر ندارد ای کاش دستی که بهارم را خزان کرد یک لحظه سر از خاک ذلّت بر ندارد من که نمردم چشمهایم تا قیامت گرید بر آب لب تشنه که مادر ندارد گهواره ی غارت زده، آغوش خالی یعنی ربابی که علی اصغر ندارد آخر که گفته خنده میباشد جوابِ اندوه شاهی که دگر لشکر ندارد ای نامسلمانان سرِ بر نیزه رفته بردن کنار محمل خواهر ندارد گفتند از صد سرو در خاک آرمیده از سرو من کس قبر کوچک تر ندارد گفتند عمودی ابروانش را شکسته این روضه را اصلاً دلم باور ندارد