نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ایمانم ای دختر اربابم ای دینم ای رونق محرابم بی مثلی ای گوهر نایابم باران اشک کرببلایی تو بعد زهرا امُّ البکائی چشمت عین الیقین معجر حبل المتین دخت سلطان دین بابا بابا حسین تو صحرا دنبال من با مرکب میسوزه این گونه هام ازاون شب تازه جام کلی کتک خورد زینب تا ساربان زد این دخترت رو دیدم تو دستش انگشترت رو به اشک و آبله دائم با هلهله میخنده حرمله بابا بابا حسین بابایی پر شد تنم از لاله پرسید از عمه زن غساله این دختر سنش مگه چند ساله دفنم که کردن اینجا بابا جون گفتن تو هستی غیر مسلمون سوخته دست و پا هام گفتم بابا میخوام سرآوردن برام بابا بابا حسین سبک علی جباری
هنوز نظری ثبت نشده