ای که فوراً حلِ مشکل میکنی با یک نگاه
مرضیه عاطفیپسندیدن0
بازدید30
ای که فوراً حلِ مشکل میکنی با یک نگاه حضرت یوسف صدایت کرد در اعماقِ چاه هر که شد گمراه؛ دستش را به دستت زد گره حضرت هادی(ع) شدی تا پا نگیرد اشتباه گم شدیم و خسته ایم از وحشتِ بیراهه ها آمدی و حال ما گمگشته ها شد روبراه آن به آن داری به احسان عادت و عمریست که کاه میسازی پس از اقرار؛ از کوهِ گناه میشود با خواندنِ یک "جامعه" کنجِ حرم حالِ هر درمانده و هر دلشکسته روبراه هر سحر خورشید میگردَد به دُورِ گنبدت شد برای ماه؛ صحنِ سامرایت سرپناه از پدر جود و کرَم را ارث دادی بر پسر شد پسر حُسنِ عیان! فرزندِ نابش دلبخواه آنکه غیبت قسمتش شد، آنکه بیتابش شدیم میرسید ایکاش از حالَش خبرها گاهگاه ذکرِ "یا هادی(ع)" گرفتیم و به تو رو میزنیم کاش می انداختی بر سائلانِ خود نگاه!