ای مدینه! نوبت غم آمدت
ملا احمد نراقیپسندیدن0
بازدید1K
ای مدینه! نوبت غم آمدت
تا قیامت سوگ ماتم بایدت
یا رسولاللَّه! برآور سر ز خاک
نی، فرود آ از فراز عرش پاک
بین حسین اینک وداعت میکند
رو به اقلیم شهادت میکند
بلبلان رفتند از گلزارها
جای گلها، سر کشیده خارها
ای حسن! ای مجتبی! ای مرتجی!
میرود بنْگر حسین آیا کجا
ای برادر! از برادر باز پرس
هم ز انجامش، هم از آغاز پرس
سر برآر، ای زهرهی زهرا! دمی
پُر ز شور و فتنه بنْگر عالمی
بنْگر اشترها، قطاراندرقطار
دخترانت بین به محملها سوار
بنْگر آن شهزادگان بحرجوش
تیغها بر کف، سپرهاشان به دوش
رخش عزّتْشان همه در زیر ران
در رکاب آن شه خوبان، روان
جامهی غم کن تو، ای کعبه! به بر
غرق اشک دیده کن، حِجْر و حَجَر
بیصفا مانْدی از این پس، ای صفا!
بی امام، ای مشعر و خیف و منا!
زادگان پاکت، ای امّالقری!
میروند، آخر نمیپرسی کجا؟
این بُوَد انصافت؟ ای گردون دون!
شام و ری آباد و بطحا سرنگون؟!
این بُوَد انصاف تو؟ ای روزگار!
شام و ری شاداب و یثرب سوگوار؟!
این بُوَد انصاف؟ ای دهر دغا!
شامیان در عیش و مکّی در عزا؟!