ای لبالب از توحید،وی معلّمِ تجرید
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید47
ای لبالب از توحید،وی معلّمِ تجرید ای نگاه زیبایت،آشیانهی خورشید تو قمر قمر نوری،آفتاب مستوری تابع اولوالامری،تو مطیع دستوری ای به مجتبی فانی،وی به مرتضی ثانی آیة الحسینی تو،سوره سوره قرآنی باب علمی و ایمان،یار عترت و قرآن عشق انبیایی تو،شیر بیشهی میدان با بصیرت و حجت،با نصیحتِ امت نصرت خدا کردی،در دفاع از دینت نور تو ولادت شد،خلق ، با سعادت شد خلقتت پر از نور و،بعثتت شهادت شد در خضوعِ رفتارت،در خشوع گفتارت قلّهی ادب پیداست،در تمامِ کردارت در فضایلی یکتا،در خصایلی والا در تمام عمر خویش،عبد صالحِ مولا استوانهی غیرت،آشیانهی عصمت جاری از رجزهایت،چشمه چشمهی حکمت ای تجلّی ایثار،پور حیدر کرار وی پناه اهلُ البَیت،پشتوانهی ابرار اَلمُجاهِدُ الصابر،و المحامِیُ الناصر هم ، اَخُ المواسی شد،بر زیارتت ناظر اَفضَلُ الجَزا از توست،اکثر الجزا از توست این کلام معصوم است،اَوفَرالجزا از توست کاشف الکروبی تو،قبلة القلوبی تو بندگان درگه را،ساتر العیوبی تو مرقدت مکرّم شد،مشهدت معظّم شد با اجازه ی ارباب،دیدنت مقدم شد هَم حوائج دنیا،هَم شفاعت عقبی هم قیامتِ برزخ،با تو می شود زیبا ای که باب حاجاتی،کعبه ی مناجاتی در تمام حالاتت،اسوه ی مواساتی در شجاعتی معیار،در اطاعتی پر کار در کرامتی بی مثل،در شهامتی بسیار پهلوان صِفِّینی،قهرمان کونینی ای علم به دوش ، عباس،مقتدای دارینی یاد بدر و خیبر را،زنده کرده ای آقا مأمن تو در جنت،فی منازل الاعلا اَسعدِ سعیدانی،اَشهدِ شهیدانی سَرورِ جوانمردان،آخرِ مسلمانی ای سلیل مولایی،تو عزیز زهرایی غبطه می خورد بر تو،هر شهیدِ والایی دِینِ دین اَدا کردی،عهد خود وفا کردی در ره دفاع از حق،جان خود فدا کردی تیغ حیدری دستت،جام کوثری مستت فرش راه مولایت،شد تمامیِ هستت آن زمان که تو خونین،واژگون شدی از زین فاطمه به بالینت،آمد و شدی غمگین خجلت از حرم داری،بس که تو کَرَم داری پیکرت ز هم پاشید،باز هم علمداری دست تو جدا افتاد،مشکِ تو کجا افتاد پیشِ پیکرت عباس،دلبرت ز پا افتاد آخرین سجودت را،زخمِ تار و پودت را مادرت شنید و خواند،روضه ی عمودت را