ای عشقِ تو سلوک الی الله یاحسین
پدرام اسکندریپسندیدن1
بازدید7.2K
ای عشقِ تو سلوک الی الله یاحسین روشن ز نورِ شمسِ رُخَت ماه یاحسین با فیضِ طوفِ کعبه برابر بُوَد فقط یک "یاحسین" وقت سحرگاه یاحسین شاهان عالمند گدایانِ کویِ تو برتر غلام توست ز هر شاه یاحسین رویم سیاه و راه ندانم، شها مرا_ تا کشتی نجات ببر راه یاحسین کوهِ گناهِ بندهی آلوده میشود با یک اشارهی تو پَرِ کاه یاحسین هم رهنما و هم ره و هم مقصدم تویی همراه تو کجا شده گمراه یاحسین گفتم همیشه موقع برخواستن علی خوردم زمین و گفتم ناگاه یاحسین هجران توست سنگ و چو شیشهست قلب من گشته فراقِ رویِ تو جانکاه یاحسین روزم، شبم، تمامی عمرم چنین گذشت هر دم حسین و بازدمم آه یاحسین