ای روحِ وفا اسوهیِ ایثار عقیله
علی گلچینپورپسندیدن0
بازدید9
ای روحِ وفا اسوهیِ ایثار عقیله ای فاطمه و حیدرِ کرار عقیله مدیونِ تو و صبرِ تو شد مکتب و مذهب شد صبر، به صبرِ تو بدهکار عقیله از عصرِ دهم تا دلِ شامات تو بودی بر اهلِ حرم میر و علمدار عقیله بر منبرِ جدت تو چنان جلوه نمودی گفتند که حیدر شده تکرار عقیله وای از دلِ غمدیده و خونینِ تو بانو بودی همهیِ عمر ، عزادار عقیله وقتی که نگاهت به سر افتاد ، گمانم دنیایِ تو شد بر سرت آوار عقیله جا دارد اگر خلق،بمیرند از این غم آخر تو کجا و سرِ بازار عقیله؟