ای در سپهر مجد و شرف ، رويت آفتاب
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید26
ای در سپهر مجد و شرف ، رويت آفتاب در بزم ما بتاب و، رخ از دوستان متاب از پا فتادهايم، ز رحمت تو دست گير ما را كه دل ز آتش داغت بود كباب جمعيم ما و ليك پريشان به ياد تو وزما شكسته تر دل زهرا و بوتراب يا هادی المضلـّين، كز مردم ضلال جسمت در التهاب و روانت در التهاب تو آفتاب عالمی و از افول تو افتاده است در همه ذرات انقلاب ای آيت توكل وآيهی رضا ديدی جنايت از متوكل تو بیحساب گاهی دهد مكان تو در بركة السّباع گاهی درون محبس دشمن به پيچ و تاب تو زاده بزرگ جوانان جنّتی ای از ستم شهيد شده درگه شباب آن شربتی كه داد به اجبار دشمنت گويا شرنگ مرگ بــُد و آتش مذاب كاتش به جسم و جان تو پروانه سان فتاد وز سوز زهر جسم تو چون شمع گشت آب ای بردرت نثار درود ملائـــكه امروز بر سلام "مــؤيد" بده جواب