ای باغبان! تهاجم گلچین بیا ببین
علی انسانیپسندیدن0
بازدید1K
ای باغبان! تهاجم گلچین بیا ببین
از داسها به خاک، تن یاسها ببین
رأس حسین بر سر نی، تن به روی خاک
«بسم اللَّهی» که مانده ز قرآن، جدا ببین
از بس که اشک ریخته از چشم هاجران
زمزم پدید گشته؛ بیا و صفا ببین
در این منا دگر نه ذبیحی است، نی خلیل
اِحرام عشق بسته، «طَوافُ النِّسا» ببین
اذن طواف، گِرد تن او نمیدهند
هشتاد و چار مُحرِم و یک کعبه را ببین
بر من دلی که سوخت، دل خیمه بود و بس
دلسوزی خیام ز قحط وفا، ببین
یک روز در مدینه، اگر خانهی تو سوخت
دودش به کربلا ز دل خیمهها ببین