اگر چه اسیرم به غفلت
امیر عباسیپسندیدن0
بازدید1.3K
اگر چه اسیرم به غفلت رسد لطف مولا به دادم ز جان شکر حق را بگویم که در بند عشق جوادم شدم مرثیه خوان دلبر به سوز و به آه و به زاری به یاد امام غریبم شده اشکم از دیده جاری به قلبم فتاده شرار عزایت جوادُ الائمه بمیرم برایت واویلا واغربتا... بگویم ز مظلومیِ تو به غربت زدی ناله ها ، آه چه گویم چه گویم چه گویم به حجره زدی دست و پا ، آه عیون جمیع ملائک برای شما گریه کرده به عرش برین فاطمه در عزای شما گریه کرده کنیزان به شادی و آن هلهله ها شده خون به قلبِ پریشان زهرا واویلا واغربتا... تنت بر روی بام خانه و بر روی آن سایه افتاده در این روضه خوانی جانم کنم از غم کربلا یاد بگویم ز داغ امامی که در قتلگه لاله تن بود و در تابش نور خورشید تن بی سرش بی کفن بود شده جان عالم ازین غصه بر لب سلام خداوند به سالار زینب یا حسین یابن الزهرا