اگر میتراود ز لبها علی
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید1.3K
اگر میتراود ز لبها علی
اگر نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم قبله الا علی
که دیدم خدا را فقط با علی
خدا عالی است و معلی علی
بگو بعد بسمه تعالی، علی
اگر کوچۀ ما چراغانی است
اگر سقف این شهر، بارانی است
اگر زلف ما در پریشانی است
اگر حال ما باز طوفانی است
که ایران تمامش خراسانی است
که ما خاک هستیم بالا علی
اگر روزگاری است حالم بد است
اگر لحظههایم پریشان شده است
گرهها سراغم اگر آمده است
اگر غم به امروز ما سر زده است
علاجش فقط دیدن مشهد است
بخوان زیر ایوان طلا یا علی
بهشت است و نور است در این فضا
که سوء القضا گشت حسن القضا
سراپا پرم از دمی جان فزا
چه امشب، چه فردا، چه روز جزا
علی ابن موسی الرضا المرتضی
مرا کافی اینجا و آنجا علی
فقیری که اینجا به زحمت رسید
زیارت نخوانده به عزت رسید
سلامی نکرده سلامت رسید
دعایی نگفت و اجابت رسید
عنایت رسید و عنایت رسید
فقیر تو بود و شد آقا، علی
حرم پر شده از کبوتر رضا
ولی ما کلاغیم و بی پر رضا
به ما حق بده پشت این در رضا
نداریم ما جای دیگر رضا
گرفته حرم بوی مادر، رضا
نداریم جز تو، به زهرا، علی
شبی آمدم مثل بیچارهها
نشستم کمی پیش فوارهها
گره خورده بودم چو آوارهها
اسیر قفسها و دیوارهها
که ناگاه با بانگ نقارهها
برات مرا کرد امضا علی
چه بی منت اینجا دوا میدهند
نجف را در این صحنها میدهند
بگو کاظمین و، تو را میدهند
مدینه و یا سامرا میدهند
و پایین پا کربلا میدهند
امیری حسینٌ و مولا علی
اگر مردهام باز جانم دهید
اگر خواب هستم تکانم دهید
مریضم حرم را نشانم دهید
من از آن مولایم آنم دهید
کمیدر حرم استخوانم دهید
مرا جای دیگر مبادا علی
چه میچسبد اینجا جوابت دهند
و جا گوشۀ انقلابت دهند
در آن صحن باشی و آبت دهند
سرت روی زانو و خوابت دهند
و در خواب هم آفتابت دهند
چه میچسبد آری به رؤیا علی
اگر چشم اینجا به امید توست
سر سال ما هم شب عید توست
در این سینهها نور توحید توست
فقط روشنایی خورشید توست
و این روضهها گیر تأیید توست
بخوان تا محرم تو ما را، علی
منم روبرویت، علیک السلام
پر از آرزویت، علیک السلام
من و گفت و گویت، علیک السلام
تو و اشک رویت، علیک السلام
به یاد عمویت، علیک السلام
تو هم دادهای دل به سقا، علی
بخوان روضهها را به ابن الشبیب
ز تیری مهیب و ز شیب الخضیب
ز آهی غریب و ز خذالتریب
ز امن یجیب یتیمی غریب
بگو وا حسن، وا حسینا، علی