اي نخست هميشگي ،يکتا!
علی اکبر لطیفیانپسندیدن1
بازدید600+
اي نخست هميشگي ،يکتا! آفتاب قديميِ دنيا سيب سرخ بهشت پيغمبر يک سبد ياس بر جمال شما ابتدايت هميشه نامعلوم انتهاي تو نيز ناپيدا راستي گر نباشي اي بانو! چه غريب است حرفهاي خدا خانهات پايتخت اين عالم حجّت من حديث سبز کسا فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات چشمهايت ستاره ميبارند مثل خورشيد روشني دارند نور ماه و ستاره و خورشيد چقَدَر پيش چشم تو تارند جلوه کردي و از مکان خودت آمدي و فرشتهها دارند از بلنداي عرش تا مکه سر راه تو ياس ميکارند آمدي و تمام هر چه که هست به مقام تو سجده ميآرند فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات اي خداوندي تجسم ما کعبه بي نشان مردم ما صبح روز نخست ريختهاند جاي انگور، سيب در خم ما سوره مکّي رسول خدا! نذر چشمانتان تبسم ما بامتان، پشت بام جبرائيل خانهات، آسمان هفتم ما گردش مهربان اين دستاس! آرد داري براي گندم ما ؟ فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات تو فُرادی، تو فرد، تو توحيد تو مساوي سيزده خورشيد تو همان سيب روشني که ازل از درخت خدا پيمبر چيد تو رسولي ولي به طَرزِ دگر مرتضايي ولي به شکل جديد معجر روشنِ تو هجده سال به خودش رنگ آفتاب نديد شب ندارد مدينهام با تو السلام عليکِ يا خورشيد فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات سرِ تو روي بالش پر بود جلوهات جلوهاي معطر بود نان تو از بهشت مي آمد آب نوشيدنيْت کوثر بود مثل يک گنبد طلايي شهر پشت بامت پر از کبوتر بود آمدي و ملائکِ بالا عرض تبريکشان به حيدر بود روز ميلاد تو براي رسول به خداوند «روز مادر» بود فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات اي خداي جمالي دنيا جلوه بي مثال دنيا نام تو بي وضو نمي آيد برزبان اهاليِ دنيا اي پري! اي فرشته بالا! تو کجا و حوالي دنيا ؟ تو کنار خداي خويش،خوشي کوريِ جايِ خاليِ دنيا ما هميشه پي جواب توايم اي غروب سوالي دنيا فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات بي تو اين سفرهها کريم نداشت بي تو اين بادها نسيم نداشت تو اگر جلوهاي نميکردي طور موساي ما کليم نداشت با وجودِ وجودِ تو ديگر حضرت آمنه يتيم نداشت بي تو ذکر رئوف«بسم الله» داشت رحمان ولي رحيم نداشت حرمت قبله هم ترک مي خورد خانه تو اگر حريم نداشت فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات آينه، صفحة کتاب تو بود آسمان، شيشة گلاب تو بود اولين عکس در حجاب خدا! دور تا دور عرش قاب تو بود صبح ها، ظهرهانگاه علي چشم بر راه آفتاب تو بود روزها نيمة جنوب زمين سنگ زيرينِ آسياب تو بود چادر خاکي زمين خورده! مرتضي هم ابوترابِ تو بود فاطمه اي فرشته خيرات بر تو و خاندان تو صلوات منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک