اى ورق روى تو عنوان حُسن
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید1.3K
اى ورق روى تو عنوان حُسن خال و خطت نقشهى ايوان حسن نسل جوان را به جهان رهبرى جلوهى توحيد على اكبرى ريخته از شر م رخت در شفق گل به گلستان عرق از هر ورق گرچه خداوند وجود و عدم خلق نكرده دو نفر مثل هم ليک چو رخسار تو را آفريد نقش تو را شكل محمد كشيد چشم تو بيناى همه ماسوا گوش تو گنجينه ى صوت خدا روى تو از آب بقا صاف تر وز دل عشاق تو شفاف تر صبح تو از شام ابد دلرباست شام تو تا صبح ازل جان فزاست هركه هواى رخ احمد كند در تو تماشاى محمد كند باد نقابت چو به بالا زند فاطمه لبخند به ليلا زند منطق شيواى جهانگير تو در لبه ى تيغه ى شمشير تو بس كه خدا خوب تو را ساخته خصم تو در مدح تو پرداخته دشمن سرسخت شما انجمن بود معاويه كه گفت اين سخن تاج خلافت كه ز پيغمبر است ساخته بر فرق على اكبر است هرچه سخن گشت برازنده تر مانده به مدح تو سر افكنده تر حقِّ سخن گشت به مدحت ادا از لب جانبخش شه كربلا گفت تويى اى پسر باوفا اشبه مردم به رسول خدا قبر تو شد اى همه را نور عين جلوه ى شش گوشه ى قبر حسين جان تو و جان حسين بُد يكى قبر تو و قبر حسين شد يكى اى ز تمام شهدا خوب تر پيش حسين از همه محبوب تر بين جوانان بنى هاشمى جانى و جانان بنى هاشمى بس كه بُدت شور شهادت به سر كشته شدى از همگى زودتر خون سرت تا به جبينت چكيد موى سياه پدرت شد سپيد خواست شود موى سپيدش خضاب روى به روى تو نهاد آن جناب روى تو و روى پدر رنگ شد عاشق و معشوق هم آهنگ شد چهره به رخسار منيرت گذاشت تا دلش آرام نشد برنداشت زينب مظلومه به حفظ امام صيحه زنان گشت برون از خيام تا كه نبازد پدرت جان پاک ناله كشيد از جگر چاک چاک گفت كه اى تازه جوانم على ميوه ى دل، قوت جانم على ميثم اگر وصف تو را می سرود جز تو و الهام تو در او نبود