اى به قد سرو و به رخ ماه، على! یا ولدى!
دانش گیلانیپسندیدن0
بازدید1.1K
اى به قد سرو و به رخ ماه، على! یا ولدى!
از چه شد عمر تو کوتاه؟ على! یا ولدى!
چشم بگشاى، پسر! چشمهى چشمم بنگر
تا شوى از دلم آگاه، على! یا ولدى!
بار هجران تو را گر به سر کوه نهند
از غمت کوه شود کاه، على! یا ولدى!
خیز از جاى که لیلا پى دیدار رُخت
چشم بردوخته بر راه، على! یا ولدى!
تیغ کین هیچ نگویى؟ که کدام آهندل
بر سرت زد ز کمینگاه، على! یا ولدى!
سوخت جانم ز غم مرگ تو، جانا! زآن روى
کشم از پردهى دل آه، على! یا ولدى!
چند گامى که رَوى در ره جانان، بینى
اصغرت آمده همراه، على! یا ولدى!