انگار کربلا، رقمِ خامۀ خداست
سید علی موسوی گرمارودیپسندیدن0
بازدید1K
انگار کربلا، رقمِ خامۀ خداست
یا پردهای نگاشته از نقش کبریاست
یک سوی، نقشِ روشنِ سبز و سپید را
بر آن نگاره بُرد که پیدا و روشناست
یعنی به رنگِ سبز، صف اولیا کشید
سوی دگر سیاهۀ مشؤوم اشقیاست
اما چرا فرات، میان دو سویِ نقش
آنگونه میرود که زلب تشنگان جداست
خورشید را سپید و درخشان کشیده است
انگار چهرِ قدسی سالارِ کربلاست
خورشید در میانه درخشان و گِردِ او
هفتاد و یک سپیدۀ تابان و آشناست
چون شیشۀ چراغ بود چهرِ پیشوا
یا شب چراغِ محفلِ صبرِ جمیلِ ماست
آن شیشه برشکسته ز سنگ جفا چرا؟
وان شب چراغ در کفِ دیوان رها چرا؟