امشب پُر از دردم .. حزینم .. اشکبارم
مهران ساغریپسندیدن0
بازدید200+
امشب پُر از دردم .. حزینم .. اشکبارم ای مرد .. پروازِ تو را باور ندارم هر چند می دانم که خیلی خسته بودی بارِ سفر را بعدِ " قاسم" بسته بودی طرزِ نگاهت این اواخر فرق می کرد لبخند هایت چشمها را غرق می کرد معلوم بود این رود دیگر ماندنی نیست این جویبار از فرش .. سویِ عرش راهیست معلوم بود از خطبهیِ پایانیِ تو ... آهنگِ رفتن در رخِ نورانیِ تو ... اکنون در آغوشِ خدایی .. شک ندارم در محضرِ بدرالدجایی .. شک ندارم همسفره یِ آلِ علی هستی در عقبا مهمانِ بزمِ حضرتِ امِ ابیها ... در سایه سارِ لطفِ آقامان حسینی هم صحبتِ دلدارِ خود پیرِ خمینی بیعت نکردی ، ما به چشمِ خویش دیدیم ! هیهات منا الذله ای دیگر شنیدیم دیدیم با چشمانِ خود قالوا بلی را دیدیم از نو جلوه ای از کربلا را دیدیم با مامِ وطن پیوند خوردی مردانه با لبهایِ تشنه جان سپردی هر چند این غم قلبِ ما را آب کرده است داغِ فرافت شیعه را بی تاب کرده است... امّا شغالِ زرد دندان تیز کرده صبرِ غزالان تو را لبریز کرده پرچم به دستِ ماست در این بحرِ جوشان لعنت به ما گر غصب گردد خاکِ ایران اکنون زمانِ جنگ هست و وقتِ پیکار " گاهِ سفر آمد برادر گام بردار " ایران شود تقسیم ؟ هرگز ؛ این محال است این مُلک، جولانگاهِ رستم .. مهدِ زال است این خاکِ گلگون صاحبش آقایِ دنیاست امرِ "ولیِ عصر" اینجا حکم فرماست اینجا نه کوفه نه فلسطین نه دمشق است پیوندِ ایران با "ولی" پیوندِ عشق است ای سامری ما ریشه در این خاک داریم کی از شما شیطان پرستان باک داریم ارضِ مقدّس خانهیِ دیو است امروز هنگامهی محوِ تل آویو است امروز زلزالها امروز بیرون از نیامند سجیلها در انتظارِ انتقام اند ای بزدلان فکر قیامت نیز باشید آماده یِ شلیکِ "رستاخیز" باشید