امشب قلم به دستم و تصویر میکشم
سید تقی سیدیپسندیدن0
بازدید1K
امشب قلم به دستم و تصویر میکشم
تصویر یک سه ساله، ولی پیر میکشم
تصویر جای زخم به دستان کوچکش
آثاری از کبودی زنجیر میکشم
در یک خرابه میکشم و در کنار او
یک تکه نان و کاسهای از شیر میکشم
او در خیال خود به پدر فکر میکند
من گریه کرده، نیزه و شمشیر میکشم
او گفت ای عمو و کشیدم تن و دو دست
هی پشت هم به دست و به تن تیر میکشم
از عمه خواستم بنویسم، ولی نشد
دیگر قلم شکسته و تکبیر میکشم