امشب خدا از شاهکارش رونمایی میکند
احسان نرگسیپسندیدن0
بازدید1.7K
امشب خدا از شاهکارش رونمایی میکند امشب حسن از عاشقانش دلربایی میکند هر کس درِ این خانه روز و شب گدایی میکند با این گدایی بر جهان فرمانروایی میکند چشم و چراغ خانه ی زهرا و حیدر آمده استاد رزم قاسم و عباس و اکبر آمده ماه علی از راه می آید؛ وقارش را ببین آیینه ی زهراست، حُسن بی شمارش را ببین در چهره ی او شوکت پروردگارش را ببین در دستهای خیبری اش ذوالفقارش را ببین بر خاک نعلینش ابوذرها تیمم کرده اند از هیبتش حتی ملائک دست و پا گم کرده اند روزیِ عالم می رسد از سفره ی شاهانهاش بار زمین و آسمان را می کشد بر شانهاش نورٌ علی نور است بی شک خشت خشت خانهاش شکر خدا روز ازل من هم شدم دیوانهاش آمد کریمی که به یمن او گدایی باب شد امشب حسین بن علی هم صاحب ارباب شد آرام می گیرد جهان در سایه ی بال و پرش یا للعجب! در حیرتم از خُلق قاسم پرورش دنیا به هم می ریزد از بانگ "انا بن الحیدر"ش آمد که روز و شب بگردد دور زهرا، مادرش هر جا نَبَردی هست شیر کارزارش مجتبی ست جنگ جمل یعنی که، حیدر ذوالفقارش مجتبی ست خَلقا شبیه فاطمه، خُلقا شبیه حیدر است مثل علی حتی نفس هایش مسیحا پرور است هر کس که فرزند علی شد، فاتح صد خیبر است او جای خود دارد؛ غلامش هم شفیع محشر است وقتی که در تاریکیِ شب ها عبادت میکند بی واسطه او با خدای خویش صحبت میکند آب وضوی او جهنم را گلستان میکند شب های عالم را، نگاهش نور باران میکند نور وجودش عرش اعلی را چراغان میکند ایوان طلای مجتبی کافر مسلمان میکند اصلا حواسم نیست؛ ایوانی ندارد مجتبی شمع و چراغی بر مزارش نیست مثل کربلا منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک