امشب به روی مأذنه نقاره میزنم
حمید رمیپسندیدن0
بازدید50
امشب به روی مأذنه نقاره میزنم چشمه شدم برای تو فوّاره میزنم تا صبح، مِی به عشق تو همواره میزنم طرحی برای این دل آواره میزنم از سمت نور، رایحهی یار آمده غوغای عاشقی ست به میدان رزم عشق به به از این صلابت و این عزم و جزم عشق گشتم نگرد نیست نظامی به نظم عشق برخیز و بی درنگ بیا سمت بزم عشق دل دل نکن که حضرت دلدار آمده مستی زِ حد فراتر و باقیست بادهها پُر از صدای شُرب شراب است جادهها گیرند دست رهگذران را فتادهها ای تکسوار جاده! نظر بر پیادهها… آن کس که خورده بر در و دیوار آمده امشب شب توسل بر آستان مِی ساقی گشوده است درِ بوستان مِی حالا شروع شد به طنین اذان مِی گردهمایی همهی دوستان مِی بر این بساط، سایهی گلزار آمده شاهیم اگر، گدای درِ آل حیدریم دلدادگان خواهر و مست برادریم تنها دلیل این که سرافراز محشریم: سربازهای خانه ی موسی بن جعفریم سربازها به دار که سردار آمده وقتی نگاه ماه به گهواره ات فتاد از شرم طرح چهره ی تو پای پس نهاد مجنون شدند عاقل و دیوانه، ابر و باد حرف جنون زدیم، زلیخا اشاره داد : یوسف ترین قمر سر بازار آمده خورشید از نقاب افق جلوه گر شده این فجر صادق است، کمال سحر شده خاک عین کیمیاست که وقت نظر شده پژواک ذوالفقار علی بیشتر شده چون جلوهای زِ حیدر کرّار آمده نور رضا رسید، مسیحا درست شد دارالشفا زدند، مداوا درست شد بست و رواق و صحن حرم تا درست شد مکه، مدینه، عرش معلّا درست شد یا کربلا دوباره به تکرار آمده وقتی نگاه می کنم از راه دورتر چشمم به گنبد تو شود جفت و جور تر از هر کجا، ضریح شما پر عبورتر باید صبور باشم، از این هم صبورتر در این حریم، خیل گرفتار آمده هر زائری برای زیارت رسیده است اول هزار مرتبه منّت کشیده است هر کس که بهر خویش گناه آفریده است سلطان توس آبرویش را خریده است در توبه خانهی تو گنهکار آمده هر گاه در هیاهوی حاجت دعا گرفت فریاد می زدند مریضی شفا گرفت هر کس که درد داشت، زِ هر جا دوا گرفت گفتند: از کنار ضریح رضا گرفت دارو بیار، این همه بیمار آمده فصل الخطابِ صحبتِ با یار کربلاست تنها نشانهی دل بیدار کربلاست مشهد که می روم دلم انگار کربلاست زائر شدم زیارتِ این بار کربلاست در بزمِ تان (اسیر) علمدار آمده