امشب به بعد غسل و کفن فکر میکنم
وحید عظیم پورپسندیدن0
بازدید39
امشب به بعد غسل و کفن فکر میکنم دارم به بیپناه شدن فکر میکنم مانند گریههای علی سخت جاریاند به لختههای روی بدن فکر میکنم خوابید زینب و به حسین آب دادهام به بغض وقت خواب حسن فکر میکنم تو فکر کرده ای به وصال نبی و من به خندهی مغیره به من فکر میکنم خون گلوی محسنم افتاده روی میخ دارم به این عقیق یمن فکر میکنم صحرای کربلاست غم گوش پارهات گریان به آهوان ختن فکر میکنم