امام هفتم ما، پاره پاره شد جگرش
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید700+
امام هفتم ما، پاره پاره شد جگرش نشسته گرد یتیمی به چهرهی پسرش بدن کبود، جگر پاره، ساقِ پا مجروح مگر چه آمده زیر شکنجهها به سرش انیس و مونس او بود در سیاهی شب صدای حلقهی زنجیر و نالهی سحرش سیاه چال کجا، طایر بهشت کجا هزار حیف که یکباره ریخت بال و پرش نیاز نیست ببندند چشمهایش را که نیست تاب نگاهی دگر به چشم ترش شرارهی دل او گشت اجر روزهی او درست موقع افطار پاره شد جگرش سیاه چال و نماز شب و غل و زنجیر فراق روی رضا بود غصّهی دگرش بسوز ای دل «میثم» در آتش دل او که سوز شعر تو دارد حکایت از شررش