امام هادی عالم دهم خورشید مهر افشان
حسین رئوفیپسندیدن0
بازدید62
امام هادی عالم دهم خورشید مهر افشان شود هر ذره در طیف وسیعت کوکبی رخشان همیشه نور بر هر زائری می بارد از فضلت تمام جامعه درس امامت دارد از فضلت شکر از نامتان ریزد همیشه روی لب هرجا گدای خانهی ابن الجوادم صبح و شب هرجا تمام کودکی هایت پر از جود است از بابا گدایان شما بس سروری کردند دنیا را سمانه مادرت یک مجتهد بود و سرا پا فضل و اغلب روزه ، بین خانه ای پر جود و اعلا فضل گدای سامرایم تا ابد یا حضرت هادی بدم اما ز خود منمای رد یا حضرت هادی امامم هشت ساله بودی و داغ پدر دیدی تن افتاده اش بر خاک را با گریه بوسیدی شدی تبعید با اهل و عیالت با غمی جانسوز خرابه گشت ، ماوای تو قبل از سامرا آنروز سعید حاجب آن شب بر روی دیوار می لرزید برایش یک چراغ آوردی و لطف شما را دید سر و پای برهنه باز تا کاخ ستم بردت پیاده بودی و ریگ بیابان سخت آزردت شبانه از پی مرکب دویدی تا زمین خوردی تمام درد های مادرت را باز بشمردی غم پهلو غم بازو غم حرمت شکستنها غم طفلان سرگردان غم آن دست بستنها تعارف بر شرابت کرد و یاد شام افتادی به یاد زینب و اطفال و سنگ از بام افتادی وحوش در قفس هم حرمتت را خوب دانستند ولی در کربلا بشکسته اند آنچه توانستند یکی شد سینه و پشت حسین آن روز در گودال و چندین بار زهرا مادرش افتاد و رفت از حال