نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

امّیدم ای مهر و هم مهتابم اطمینان دارد به تو اربابم یا مسلم امشب بیا دریابم مانند حیدر جنگاوری تو بعد از ابالفضل سرلشگری تو چشم و احسان تو دست و دامان تو جانم قربان تو جانم مسلم مدد می دانی من مرد جنگم اما با طعنه گریان شدم در اینجا واویلا از دختران زهرا دندان شکسته کامم دو تا شد از جسم خسته راسم جدا شد تن زیر دست و پا سر بر دروازه ها مانده چشمم به راه جانم مسلم مدد میبیند گلزار تو بس آزار کربلا در کوفه گردد تکرار سرُّالله افشا شود در بازار تو طاقت این غصه نداری ناموس حقُّ ناقه سواری خاک عالم به سر پیش دست شرر زینب گردد سپر جانم مسلم مدد سبک علی جباری
هنوز نظری ثبت نشده