القطره قطرهایست به بحر خصائلش
محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید13
القطره قطرهایست به بحر خصائلش باشد بحار تشنهی ذکر فضالش طفلی که بود حاجب درگاه او امام طفلی که بوده عرش خداوند حاملش حبل المتین نشانه بند قماط اوست خوشبخت سالکی که بر آن بند شد دلش حاجت رواست هرکه به گهواره شد دخیل حاجت رواست هرکه بیان کرد مشکلش از کاهلی حرمله هم او گذشته است وقتی گدای ادعیه اش بوده، قاتلش آن خطبهای که وقت تلظی بیان نمود یک خطبه تُطنجیه بوده است داخلش بین قنوت دست پدر گشته شرمگین باید دعا کند برسد مرگ عاجلش رو زد پدر برای لب او به شمرها شاهی که بود کوثر و تسنیم سائلش از نور نحرگاه شریفش عجیب نیست زانو زده است تیر سه شعبه مقابلش او جامعه کبیره اهل خیام بود این خون پاک بوده یکی از دلایلش خون را تبرکاً به ملائک سپردهاند خون را کشید پیر مغان بر شمایلش آن کودکی که خانهاش آغوش اولیاست شد نیزه گاهواره و شد خاک منزلش