السّلام ای گوهر دریای نور
محسن حافظیپسندیدن0
بازدید1.5K
السّلام ای گوهر دریای نور
السّلام ای بحر گوهر زای نور
السّلام ای رهرو نور الهدیٰ
السّلام ای همسر شیر خدا
السّلام ای لؤلؤ بحر شرف
بر سه دُر و یک گهر بودی صدف
السّلام ای بانوی بیت الولا
مادر شیران دشت کربلا
السّلام ای باغبان لالهها
سوگوار کاروان لالهها
ای شکوه صبر یا امّالبنین
وی تو کوه صبر یا امّالبنین
خواندهای خود را کنیز فاطمه
دادهای درس محبّت، بر همه
همسر والا مقام حیدری
بر اباالفضل دلاور مادری
در طواف شمع دین، پروانهای
بانوی آزاده و فرزانهای
بر سر کوی تو رو بنهادهایم
بر تو و عباس تو دل دادهایم
عصمت دادار، یا امّالبنین
اسوۀ ایثار، یا امّالبنین
بعد قتل کشتگان کربلا
غرق گشتی در یم درد و بلا
تا که آمد کاروان کربلا
در مدینه، یا دو صد رنج و بلا
در بقیع، مانند شمع شعلهور
سوختی سر تا به پا، پا تا به سر
«حافظی» در ماتم سلطان دین
ریخت اشک از دیدۀ امّالبنین