الا به باغ وجودم گل بهار بیا
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید2.5K
الا به باغ وجودم گل بهار بیا به احتضار فتادم زانتظار بیا نوید فتح و ظفر در فروغ طلعت تواست چو آفتاب از آنسوی کوهسار بیا قرار نیست به جانی که نیست جانانش به بیقراری جانهای بیقرار بیا به دستهای زتن اوفتاده در ره عشق به پایداری عشاق پای دار بیا امید خلق به دلهای بیامید، امید نوید صبح به هنگام شام تار بیا به قطعه قطعه بدنهای سر بریده قسم به لاله لاله دلهای داغدارت بیا چراغ کلبه دل بی تو دل گرفت بتاب فروغ دیده در این چشم اشکبار بیا به اشک عاشق تنها به شمع جمع قسم به مجعی که ندارد جز تو یار بیا در انتظار تو عمرم چو عر شمع گذشت کنون که آمده هنگام احتضار بیا کرامتی کن و این کلبه را مزین کن بیا به دیده «میثم» قدم گذار بیا