افلاکیان برای تو، ماتم گرفتهاند
عبّاس شاهزیدیپسندیدن0
بازدید1.1K
افلاکیان برای تو، ماتم گرفتهاند
دلها دوباره، شور محرم گرفتهاند
حبل المتین ترین، تویی و دامن تو را
عمری است عاشقان تو محکم گرفتهاند
بازاین چه شورش است که در خلق عالم است
این بیت را زمین و زمان، دم گرفتهاند
گویی عزا و ماتم خورشید کعبه را
خیف و منی و مرده و زمزم گرفتهاند
بستند آب را به روی چشمۀ حیات
این خشک باوران، که تو را کم گرفتهاند
ظهر غریبی است، نبینم که غصهها
در خیس چشمهای تو، ماتم گرفتهاند
این قطره اشکها، که داغ تو میچکد
از چشم باغ شبنم، شبنم گرفتهاند
ای کعبه، باز کن در خود را، فرشتگان
در دستهای خود، گل مریم گرفتهاند