افتاده ز پا، آخر بر من
دانش گیلانیپسندیدن0
بازدید1.1K
افتاده ز پا، آخر بر من
شاخ گل من، این اکبر من
اى اکبر من! اى آن که تویى
جان تن من، عقل سر من
اى روى خوشت، نور بصرم!
وى بوى خوشت، جانپرور من!
اى تازه جوان! طاووس جنان!
برکنده غمت، بال و پر من
هرگز نرود، اى لالهرخم!
داغ غم تو، از خاطر من
بر فرق سرت، این زخم که زد؟
اى کاش زدى، بر پیکر من!
من چشمْترم، من خشکْلبم
بنگر، پسرا! خشک و تر من
همچون عمرم، بس تند مرو
کآید ز پىات، خوش اصغر من